خرید بک لینک
مدتها بود که به وبلاگم سر نزده بودم. نه که بخوام بیمحلی بکنم بهش یا دیگه نیازی به نوشتن نباشه! نه! انقدر این مدت با اتفاقات زیاد همراه بود که نمیتونستم خودم رو به اتفاقات جدید عادت بدم و همزمان بخوام زندگی قبلیام رو هم با همون جزییاتی که داشت ادامه بدم.خیلی از دوستیهایی که داشتم دارن تموم میشوند و میدونم کاری نیست که بتونم براشون بکنم؛ فقط با ارزشترینهاشون رو با تمام وجودم دارم نگه میدارم. دوستهایی که دیگه تبدیل به خونوادهی من شدند.اگر بخوام از تجربهی ۱ ماههی خودم از زندگی تو کشور جدید بگم دو تا چیز هست که میخوام با اونا شروع کنم و برای من خیلی خیلی پررنگ هستند. اولیش اینه که به هر کسی میگم من قبل از اینجا کشور دیگهای رو ندیده بودم خیلی خیلی تعجب میکنه که تو ۲۵ سال زندگی

برچسب: نویسنده: پویان پورحسین تاريخ: سه شنبه 14 آذر 1396 ساعت: 5:10

قول دادم به خودم هر چیزی که خیلی عجیب بود رو اینجا بنویسم؛ هفتهی پیش یک مسافرت کوچیک رفتم، درسته مقصدش جای آشنا بود و کل پروسه از بیرون مسافرت دیده نمیشد ولی برای من همین هم خیلی بزرگ بود.درسته که من چندین سال هست مستقل شدم و شهر دیگهای زندگی میکردم ولی این مدلیش جدید بود. این مدلی که روز قبل تصمیم بگیری با دوستت بزنین بیرون و دو ساعت تو جاده باشین.این مدلی که دیگه حتی یادت میره خبر بدی به بقیه.شاید ه کسی نتونه تفاوتی که میگم رو درک کنه؛ خیلی بستگی به خونواده داره که اینو زودتر در اختیار بچهها بذاره یا نه؛ ولی برای خونوادهی من این تفاوت خیلی خیلی مشخص و واضح هست.مدلی که باعث شد بالاخره حس کنم یک مرحله بزرگتر شدم و یک مرحله مستقلتر.برچسبها: سفر, دوران جدید, سانفرانسیسکو

برچسب: استقلال, نویسنده: پویان پورحسین تاريخ: سه شنبه 14 آذر 1396 ساعت: 5:10

صفحه بندی